عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
66
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
درواخ كرده « 1 » [ اين وعده ] « ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا » رهانيم [ پس آنكه رسيدند بدوزخ ] ايشان را كه از شرك بپرهيزيدند . « وَ نَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا » ( 72 ) و فرو گذاريم كافران را در آن بر وى در افتاده . « وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ » و چون بر ايشان خوانند ، « آياتُنا بَيِّناتٍ » سخنان ما چنان روشن و پيدا [ و نيكو و درست ] ، « قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا » جواب دهند كافران گرويدگان را « أَيُّ الْفَرِيقَيْنِ » كه از ما دو گروه كدامست ؟ « خَيْرٌ مَقاماً » بجايگاه به ؟ « وَ أَحْسَنُ نَدِيًّا » ( 73 ) و كه را بنا و منزل نيكوتر ؟ « وَ كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ » و چند هلاك كرديم [ و كنديم ] پيش از ايشان از گروه گروه ، « هُمْ أَحْسَنُ أَثاثاً وَ رِءْياً » ( 74 ) كه با رخت تر بودند و با سازتر از ايشان [ و نيكوتر از ايشان در ديدار و نعمت ] . « قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ » گوى هر كه در بى راهى است ، « فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا » رحمن وى را مدد مىكند و [ نعمت ] مىپيوندد پيوستنى . « حَتَّى إِذا رَأَوْا ما يُوعَدُونَ » تا آن گه كه بينند آنچه ايشان را همى وعده دهد « إِمَّا الْعَذابَ وَ إِمَّا السَّاعَةَ » يا عذاب [ آن كس و گرفتن ] يا رستخيز بمرگ . « فَسَيَعْلَمُونَ » آرى آگاه شوند و بدانند « مَنْ هُوَ شَرٌّ مَكاناً » كه آن كيست كه جايگاه او بتر ، « وَ أَضْعَفُ جُنْداً » ( 75 ) و سپاه او سستتر و فروتر . « وَ يَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدىً » و اللَّه تعالى راست راهانرا راهنمايى مىفزايد « وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ » و كارها و سخنان پاينده نيك ، « خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَواباً » بنزديك خداوند تو در پاداش به است ، « وَ خَيْرٌ مَرَدًّا » ( 76 ) و بازگشت را به است [ آن روز كه رهى را با خداى برند ] . « أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي كَفَرَ بِآياتِنا » ديدى آن مرد [ چگويى در آن مرد ] كه كافر شد
--> ( 1 ) - درواخ : محكم و مضبوط و بسرحد يقين رسيده . فرهنگ رشيدى